صبح خیزی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح خیزی . [ ص ُ] (حامص مرکب ) سحرخیزی . زود بیدار شدن : بختش بصبح خیزی تا کوفت کوس دولت گلبانگ کوس او را دستان تازه بینی . خاقانی . صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم . حافظ.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
صبح خیزی . [ ص ُ] (حامص مرکب ) سحرخیزی . زود بیدار شدن : بختش بصبح خیزی تا کوفت کوس دولت گلبانگ کوس او را دستان تازه بینی . خاقانی . صبح خیزی و سلامت طلبی چون حافظ هرچه کردم همه از دولت قرآن کردم . حافظ.