صائب تبریزی | دیوان اشعار | گزیده غزلیات | غزل شماره ۴۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آب خضر و میشبانه یکی است مستی و عمر جاودانه یکی است بر دل ماست چشم، خوبان را صد کماندار را نشانه یکی است پیش آن چشمهای خواب آلود ناله عاشق و فسانه یکی است پله دین و کفر چون میزان دو نماید، ولی زبانه یکی است گر هزارست بلبل این باغ همه را نغمه و ترانه یکی است خنده در چشم آب گرداند ماتم و سور این زمانه یکی است پیش مرغ شکستهپر صائب قفس و باغ و آشیانه یکی است