صائب تبریزی | دیوان اشعار | گزیده غزلیات | غزل شماره ۱۷۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ای جهانی محو رویت، محو سیمای کهای؟ ای تماشاگاه عالم، در تماشای کهای؟ عالمی را روی دل در قبله ابروی توست تو چنین حیران ابروی دلارای کهای؟ شمع و گل چون بلبل و پروانه شیدای تواند ای بهار زندگی آخر تو شیدای کهای؟ چون دل عاشق نداری یک نفس یکجا قرار سر به صحرا داده زلف چلیپای کهای؟ چشم میپوشی ز گلگشت خیابان بهشت در کمین جلوه سرو دلارای کهای؟ نشکنی از چشمه کوثر خمار خویش را از خمار آلودگان جام صهبای کهای؟