فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چشم ما طرفی کز آن رخسار آتشناک بست کی سمندر از وصال شعله بی‌باک بست؟ طالع از خوبان ندارد چهره خندان ما ورنه قمری سرو را از طوق بر فتراک بست

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸۳ | فرهنگ لغت