فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

پیش رویش چون کنم منع از گرستن دیده را؟ چون کنم در شیشه این سیماب آتش دیده را؟ در سر آن زلف بی‌بخت رسا نتوان رسید چاره شبگیر بلندست این ره خوابیده را

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۸ | فرهنگ لغت