فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۹

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از خمار خواب خوش یوسف به زندان آمده است بد نبیند هر که خواب او پریشان آمده است ز آشنایانی که بر گرد تواند ایمن مباش بارها بر سنگ، پای من ز دامان آمده است

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۷۹ | فرهنگ لغت