فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

منقلب گشته است از دور فلک احوال من ضعف پیری در جوانی کرده استقبال من جنس من قارون شد از گرد کسادی و هنوز چشم حاسد برنمی دارد سر از دنبال من

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱۷ | فرهنگ لغت