فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

از نصیحت دم مزن با خاطر افگار من کز دوای تلخ بدخوتر شود بیمار من جوش یکرنگی ز من نام و نشان برداشته است می‌دهد آزار خود، هر کس دهد آزار من

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱۴ | فرهنگ لغت