فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱۳

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

درگذشت از خاکساری دشمن از آزار من شد حصار عافیت کوتاهی دیوار من سخت جانی داردم از شکوه گردون خموش خنده کبک است شور سیل در کهسار من

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱۳ | فرهنگ لغت