فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

چو آفتاب بکش جام صبحگاهی را به خاکیان بچشان رحمت الهی را نماز اگر نکنی اختیار آن با توست مباد فوت کنی آه صبحگاهی را

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۱ | فرهنگ لغت