فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۰۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

اگر ز تیغ کند روزگار افسر تو برون نمی‌رود این باد نخوت از سر تو ز سرکشی تو نبینی به زیر پا، ورنه به لای نفی بنا کرده‌اند پیکر تو

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۶۰۸ | فرهنگ لغت