فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۷۱

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

فصل گل می‌گذرد بی‌قدح و جام مباش غنچه منشین، گره خاطر ایام مباش گل و سنبل به از اسباب گرفتاری نیست گر به گلزار روی بی‌قفس و دام مباش

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۷۱ | فرهنگ لغت