فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۶۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز خورشید از عذار تو حیرت کند هنوز از جوش بلبلان نفس دام تنگ شد صیاد من ز بخت شکایت کند هنوز

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۴۶۵ | فرهنگ لغت