فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۹۸

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

آنجا که عارض تو ز می‌لاله گون شود در دیده رشته‌های نگه جوی خون شود لنگر درین محیط کند کار بادبان دیوانگی ز سنگ ملامت فزون شود

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۹۸ | فرهنگ لغت