فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۹۷

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

دل روبرو به خنجر مژگان چرا شود با برق، خار دست و گریبان چرا شود؟ جان داد صبح بر سر یک خنده خنک دندان کس به خنده نمایان چرا شود؟

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۹۷ | فرهنگ لغت