فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۸۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

(چشمت که راه توبه احباب می‌زند ساغر به طاق ابروی محراب می‌زند) (یک صبحدم به طرف گلستان گذشته‌ای شبنم هنوز بر رخ گل آب می‌زند؟)

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۸۵ | فرهنگ لغت