فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۸۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

پیش ازین سینه‌ام از چاک گلستانی بود هر شکاف از دل چاکم لب خندانی بود روزگاری است نرفتیم به صحرای جنون یاد مجنون که عجب سلسله جنبانی بود!

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۸۴ | فرهنگ لغت