فرهنگ لغت

صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۶۲

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکند خوشم که عشق دلم را به یکدگر شکند به روغن آتش سوزان نمی‌شود خاموش خمار جاه محال است سیم و زر شکند

معنی صائب تبریزی | دیوان اشعار | متفرقات | شماره ۳۶۲ | فرهنگ لغت