شیفتگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیفتگی . [ ت َ / ت ِ ] (حامص ) برهم زدگی و آشفتگی . (از برهان ) (ناظم الاطباء). سدم . غرام . (منتهی الارب ) : چون شیفتگی و مستیم هست در شیفته دل مجوی ودر مست . نظامی . بر شیفتگی دهند و زنجیر باشد سخن دراز دلگیر. نظامی . زین شیفتگی بیا بیارام کاَّشفته تو را دریغ شد نام . نظامی . ◄ تحیر و حیرانی . (ناظم الاطباء). حیرانی . (آنندراج ) (برهان ) (غیاث ). ◄ حرص و آز. (ناظم الاطباء).ولع. (یادداشت مؤلف ). ◄ بیهوشی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ) (غیاث ) : امیر محمود دزدیده می نگریست و شیفتگی و بیهوشی برادرش می دید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٢٥٣). ◄ شیدایی .وله . مهر. عشق . عاشقی . افتتان . دلباختگی . دلدادگی . هیام . (یادداشت مؤلف ). وجد. (منتهی الارب ). ◄ شعف . شغف . (یادداشت مؤلف ). ◄ جنون .دیوانگی . سودا. (یادداشت مؤلف ).