شیطانی شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیطانی شدن . [ ش َ /ش ِ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) در تداول عامه، احتلام . محتلم گشتن . حلم . خواب دیدن . جنب شدن در خواب . محتلم شدن در خواب، و آن بیشتر پسران را دست دهد. (یادداشت مؤلف ). کنایه از محتلم شدن است . (آنندراج ) : ز بس که طبع من از عیش دهر مجتنب است نمی شوم به عروس زمانه شیطانی . ملاطغرا (از آنندراج ). خاطر من که به هر بطن دو عیسی زاید حیف باشد که به هر فکر شود شیطانی . حکیم شفایی (از آنندراج ).