شیرخان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شیرخان . (اِخ ) یا شیرعلی خان لودی . مؤلف کتاب مرآةالخیال به سال ١١٠٢ هَ . ق . که تذکره ٔ شعراست به اضافه ٔ مضامینی در باره ٔ فنون ادبی و تصوف و موسیقی و جغرافیا و عجایب جهان و جز آن . وی نثری مصنوع و متکلفانه دارد. (از یادداشت مؤلف ) (از مقدمه و خاتمه ٔمرآت الخیال ) (از احوال و اشعار رودکی ج ٣ ص ٨٢٨).
شیرخان . (اِخ ) از سرداران سلاطین غور که در کالپور حکومت کرد. (حبیب السیر چ سنگی ج ١ ص ٤١٩). چهاردهمین از حکام بنگاله پس از سال ٦٥٩ هَ . ق . (یادداشت مؤلف ).
شیرخان . (اِخ ) دهی است از بخش صحنه شهرستان کرمانشاه . سکنه ٔ آن ٣٦٠تن . آب آن از چشمه و رودخانه ٔ جامیشان . بنای امامزاده ٔ آن قدیم است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ٥).