شیخ بهایی | دیوان اشعار | رباعیات | رباعی شماره ۱۳
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
فرخنده شبی بود که آن دلبر مست آمد ز پی غارت دل، تیغ به دست غارت زدهام دید و خجل گشت، دمی با من ز پی رفع خجالت بنشست
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
فرخنده شبی بود که آن دلبر مست آمد ز پی غارت دل، تیغ به دست غارت زدهام دید و خجل گشت، دمی با من ز پی رفع خجالت بنشست