شکوهندگی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شکوهندگی . [ ش ِ/ هََ دَ / دِ ] (حامص ) ترس . بیم . خوف . هراس . (ناظم الاطباء). ترس . بیم . (برهان ) (آنندراج ) : وز او کرد باید پژوهندگی که از ما ندارد شکوهندگی . نظامی . ◄ زلاقت . لغزش . سقوط. افتادگی . (ناظم الاطباء). لغزش . افتادگی . بسر درآمدن . (از آنندراج ). ◄ به رو افتادگی اسب . در این دو معنی اخیر ظاهراً دگرگون شده یا صورتی از شکوخندگی است .
شکوهندگی . [ ش ُ هََ دَ / دِ ] (حامص ) اظهار بزرگی کردن . (آنندراج ) (برهان ). اظهار بزرگی . بزرگواری . حشمت و اعتبار. (ناظم الاطباء). ◄ سخن شنیدن . ◄ زیبایی نمودن . (برهان ) (آنندراج ). ◄ نمایش . (ناظم الاطباء).