شولی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شولی . (اِ) شله . طعامی است . (فرهنگ فارسی معین ). آش روانی که از آرد پزند. ماده ٔ این لفظ با شل و شله یکی است . (فرهنگ نظام ). رجوع به شله شود.
شولی . (اِخ ) تیره ای از ایل نفر (از ایلات خمسه ٔ فارس ). (جغرافیای سیاسی کیهان ص ٨٧).
شولی . (ص نسبی، اِ) منسوب به شول . ◄ لهجه ٔ شول که مخلوطی از رامندی و شهری متداول در منطقه ٔ فارس است . (از دائرة المعارف اسلام ). نام یکی اززبانهای فارسی . (ناظم الاطباء). نوعی از رامندی و شهری باشد که مردم فارس خوانند. (برهان ) (آنندراج ).