شوقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوقی . [ ش َ ] (اِخ ) الطرابزونی یوسف افندی حنفی نقشبندی . در قرن چهاردهم میزیسته است . او راست : هدایةالذاکرین و حجةالسالکین در شرایط طریقه ٔ نقشبندی . (از معجم المطبوعات ج ٢ ستون ١١٥٩).
شوقی . [ ش َ ] (اِخ ) احمدبک شوقی در سال ١٨٦٩ م . در قاهره چشم بدنیا گشودو مراحل آموزش خود را در قاهره گذراند و در رشته ٔ ترجمه ٔ مدرسه ٔ حقوق فارغ التحصیل شد، آنگاه توفیق پاشا والی مصر او را برای تحصیل در رشته ٔ حقوق به فرانسه فرستاد و پس از چهار سال اقامت در فرانسه و اخذ گواهینامه به مصر بازگشت و شاغل پستهای مهمی شد. در سال ١٩١٤ م . (جنگ جهانی اول ) قصیده ای بضد سیاست انگلستان سرود که منجر به تبعید او به اسپانیا گردید و تا پایان جنگ در همانجا باقی ماند. پس از استقرار صلح باردیگر به قاهره بازگشت و در سال ١٩٣٢ م . درگذشت . شوقی لقب امیرالشعرائی یافت . وی از بزرگترین شاعران مصرو جهان عرب است و میتوان او را پیشوای شعر جدید عربی شمرد زیرا آن هنگام شعر عربی درباره ٔ مطالبی سروده میشد که هیچگونه عواطف و احساسات و نیازمندیهای اجتماعی در آن منعکس نمی شد و او میدانهای جدیدی در شعر عرب گشود. شوقی از نظر سبک شعری پیرو مکتب کلاسیک عرب بود و اشعار او درباره ٔ مدح، غزل، توصیف، مرثیه و سایر فنون شعری قدیم بود، از اینرو برخی او را به تقلید و عدم ابتکار متهم مینمایند. وی چون زبان فرانسه را خوب میدانست از نظر روح شعری بسیار زیر تأثیر شعر شعرای اروپائی قرار داشت از قبیل قصیده ٔ «حوادث بزرگ دره ٔ نیل » که تحت تأثیر ویکتور هوگو قرار گرفته است و نمونه های دیگر. احمد شوقی دارای اشعار نمایشنامه ای و ترانه های ساده برای کودکان و قطعات اخلاقی و آموزشی است و کتابی در نثر بنام اسواق الذهب دارد. (ازدرس اللغة و الادب محمد محمدی ص ٢٣). و نیز رجوع به اشهر مشاهیر الشرق ج ١ ص ٣ و برای اطلاع از آثار وی رجوع به معجم المطبوعات العربیة ج ٢ ستون ١١٥٨ شود.
شوقی . [ ش َ ] (اِخ ) ادرنوی . او را دیوانی است به ترکی .