شوظ
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوظ. [ ش َ ] (ع مص ) سب کردن و بدزبانی کردن . (از ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). ◄ شاظ به المرض شوظاً؛ درمانده شد از بیماری . (از معجم الوسیط).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوظ. [ ش َ ] (ع مص ) سب کردن و بدزبانی کردن . (از ذیل اقرب الموارد از تاج العروس ). ◄ شاظ به المرض شوظاً؛ درمانده شد از بیماری . (از معجم الوسیط).