شوایب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ یِ) [ ع. شوائب ] (اِ.) جِ شایبه.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ یِ) [ ع. شوائب ] (اِ.) جِ شایبه.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوایب . [ ش َ ی ِ ] (ع اِ) شوائب . ج ِ شائبة. آلودگیها : و کار آن ملک را از شوایب کدورات صافی گردانید. (جهانگشای جوینی ). و جانبین از شوایب خلاف صافی، خراسان از طغات و عدات پاک گشت . (جهانگشای جوینی ). و رجوع به شوائب و شائبة شود.
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی