شهریار | گزیده غزلیات | غزل شماره ۱۲۹ - طوطی قناد
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
الاای نوگل رعنا که رشک شاخ شمشادی نگارین نخل موزونی همایون سرو آزادی به صید خاطرم هر لحظه صیادی کمین گیرد کمان ابرو ترا صیدم که در صیادی استادی چه شورانگیز پیکرها نگارد کلک مشکینت الاای خسرو شیرین که خود بیتیشه فرهادی قلم شیرین و خط شیرین سخن شیرین و لب شیرین خدا راای شکر پاره مگر طوطی قنادی من از شیرینی شور و نوا بیداد خواهم کرد چنان کز شیوه شوخی و شیدایی تو بیدادی تو خود شعری و چون سحر و پری افسانه را مانی به افسون کدامین شعر در دام من افتادی گر از یادم رود عالم تو از یادم نخواهی رفت به شرط آن که گه گاهی تو هم از من کنی یادی خوشا غلطیدن و چون اشک در پای تو افتادن اگر روزی به رحمت بر سر خاک من استادی جوانیای بهار عمرای رویای سحرآمیز تو هم هر دولتی بودی چو گل بازیچه بادی به پای چشمه طبع لطیفی شهریار آخر نگارین سایهای هم دیدی و داد سخن دادی