شقیقی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شقیقی . [ ش َ ] (ص نسبی ) منسوب است به شقیق که انتساب اجدادی است . (از انساب سمعانی ).
شقیقی . [ ش َ ] (اِخ ) ابوالحسن علی بن حسن بن شقیق عبدی شقیقی . از یاران ابن المبارک و راوی کتب وی و هم چنین از محدثان بود و از ابن عیینة و ابوبکربن عیاش و جز آن دو روایت کرد و احمدبن حنبل و ابن معین و جز آنان از او روایت دارند. وی بسال ٢١٥ هَ . ق . در مرو درگذشت . (از لباب الانساب ).
شقیقی . [ ش َ ] (اِخ ) ابوالحواری نریغ شقیقی مولی عبداﷲبن شقیق . از انس بن مالک روایت دارد و منهال بن بحر قشیری از او روایت کرده است . (از لباب الانساب ).