شفر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفر. [ ش ُ / ش َ ] (ع اِ) کرانه ٔ نیام چشم که مژه بر وی روید. ج، اشفار. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). لب پلک که بر آن مژه روید. (یادداشت مؤلف ). مژه . (مهذب الاسماء). ◄ کرانه ٔ شرم زن . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ کرانه ٔ رحم . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (مهذب الاسماء). ◄ کسی : ما بالدار شفر؛ نیست در خانه کسی . (از منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). ◄ کرانه ٔ هر چیزی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ تیزی تیغ. (آنندراج : شفرالسیف ؛ تیزی تیغ. (ناظم الاطباء).
شفر. [ ش َ ] (ع مص ) زدن بر کناره ٔ شرم زن در هنگام آرمیدن با وی . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). ◄ کم شدن . ناقص گردیدن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
شفر. [ ش ِ ف ِ ] (اِخ ) شارل خاورشناس نامی فرانسه در قرن ١٩ م . که سیاستنامه ٔ خواجه نظام الملک را به سال ١٨٩١ م . و تاریخ بخارا را به سال ١٨٩٢ م . و سفرنامه ٔ ناصرخسرو را در سال ١٨٨١ م . با ترجمه ٔ فرانسه و تعلیقات و فهارس در پاریس بچاپ رسانده و نیز کتابی به نام منتخبات فارسی به سال ١٨٨٥ م . تألیف کرده است . (از تاریخ ادبی ایران تألیف ادوارد براون ج ٣ ص ١٠٨) (احوال و اشعار رودکی ج ٣ ص ٨٤٥ و ١١٢١ و ج ١ ص ٣٩). و رجوع به مأخذ اخیر شود.