شفتین
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شفتین . [ ش َ ف َ ت َ ] (ع اِ) تثنیه ٔ شفة. (یادداشت مؤلف ). دو لب . (ناظم الاطباء). هر دو لب . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). و رجوع به شفة و شفتان شود. ♦ بنت الشفتین ؛ واصل الشفتین . آنکه در هر کلمه ٔ او وقت خواندنش لب به لب رسد و آن دو حرف است : باء و میم، چنانکه امیرخسرو فرماید: موی مه ما به بوی ما بویا به بی او مویم موی ویم مأوا به ماییم و مهی وآن مه ما باما به ما با مه و موی مه ما با ما به . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ♦ واسعالشفتین ؛ آن است که در خواندنش لب به لب نمی رسد، چنانکه در این رباعی : ای دیده رخ نگار دیدن خطر است ای دل سر این رشته کشیدن خطر است هان تا نچشی ز ساغرعشق دگر زنهار دلا زهر چشیدن خطر است . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). ♦ واصل الشفتین ؛ بنت الشفتین . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). رجوع به ترکیب بنت الشفتین شود.