شعشع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعشع. [ ش َ ش َ ] (ع ص ) دراز. ◄ سایه ٔ پراکنده ٔ تنک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به شعشاع شود. ◄ تابان . (یادداشت مؤلف ): وآن سر و آن فرق کش شعشع شده وقت پیری ناخوش و اصلع شده . مولوی .