شعشاع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعشاع . [ ش َ ] (ع ص ) دراز. رجوع به شعشع شود. ◄ سبک . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). ◄ نیکو. ◄ خوب خلقت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). ◄ زیرک و ماهر در کار. (از اقرب الموارد). ◄ خوشنما. (ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ پریشان . متفرق . ◄ سایه ٔ تنک پراکنده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). و رجوع به شعشع شود.