شسع
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شسع. [ ش ِ ] (ع اِ) دوال کفش . ج، شُسوع، اَشساع . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). بند کفش . (یادداشت مؤلف ). دوال نعلین از این سوی و از آن سوی . (مهذب الاسماء). رجوع به شِسِع شود. ◄ زمین تنگ و بی وسعت . (از اقرب الموارد) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ طرف و مکان . (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (آنندراج ). ◄ بقیه از مال و همه ٔ آن از کم و زیاد (از اضداد). ◄ اندک از مال . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد): له شسع مال ؛ مر اوراست اندکی از مال . ◄ پاره ای اندک از گوسپندان و شتران . ◄ (ص ) رجل شسع مال ؛ مرد نیکوسیاست کننده ٔ شتران و اصلاح نماینده ٔ آنها. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
شسع. [ ش َ س َ ] (ع مص ) انفراج و گشادگی یافتن میان دندانهای ثنایی و رباعی است . ◄ پاره گردیدن دوال نعل . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء) (آنندراج ).
شسع. [ ش ُ ] (ع ص، اِ) ج ِ شاسِع. (ناظم الاطباء). رجوع به شاسع شود.