شستکات
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شستکات . [ ش ُ ت َ ] (معرب، اِ) ج ِ عربی شستکه ٔ فارسی . به معنی دستمالها. دستارچه ها. مندیل ها. (یادداشت مؤلف ). ◄ همان است که ایرانیان آذرشست گویند و آذرشست ؛ یعنی پوشیده شده با آتش . (از الجماهر ص ٢٠١). رجوع به شستکه شود.