شست یاز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شست یاز. [ ش َ ] (اِ مرکب ) یا شست یازی . مقیاس طولی در قدیم و آن مرکب است از شست و یاز (به معنی طول دو بازوی باز از سر انگشتان یکدست تا سر انگشتان دیگر) (از فرهنگ لغات شاهنامه ) : زلفی چو شست در دل مسکین من فکند تا بر دلم جهان چو خم شست یاز کرد. امیر معزی . بی بدل صدری ورای تو بدل داند زدن تخت پنجه پایه بر اعدا به چاه شست یاز. سوزنی . رجوع به شست یازی شود.