شسب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شسب . [ ش ِ ] (ع اِ) کمانی که نه نو باشد و نه کهنه . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). کمانی که از چوب باریک ساخته باشند. (ناظم الاطباء). کمانی که شاخه ٔ آن خشک شود تا پژمرده گردد. (از اقرب الموارد).
شسب . [ ش ُ /ش ُ س ُ ] (ع ص ) ج ِ شاسِب . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شاسب شود.
شسب . [ ش َ ] (ص )تابان و درخشان و براق . (ناظم الاطباء) (آنندراج ).