شریفیه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شریفیه . [ ش َ فی ی َ ] (اِخ ) شریفیة. مراد سادات آل رسول (ص )است : آن علویان نیز شوکتی داشتند... و زیدی مذهب بودند و در «اقامت » گویند: «محمد و علی خیرالبشر و حی علی خیر العمل » و گفتند مردم آن شهر شریفیه باشند. (از سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص ١٠٨).
شریفیه . [ ش َ فی ی َ / ی ِ ] (اِخ ) دهی از دهستان مهتاب رستاق بخش صیدآباد شهرستان دامغان . سکنه ٔ آن ٢١٠ تن . آب آن از قنات تأمین می شود. محصول آنجا غلات و حبوب و پنبه و پسته و انگور و صیفی است . راه آن فرعی است . صنایع دستی زنان کرباس بافی . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).