شریس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شریس . [ ش َ ] (معرب، اِ) مأخوذ از سریش فارسی و به معنی آن . (ناظم الاطباء). رجوع به سریش شود.
شریس . [ ش َ ] (ع اِ) شیر بیشه . ◄ (اِمص ) بدخویی . (ناظم الاطباء) (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ بدسرشتی . (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) بدخو. (منتهی الارب )(ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). نفور. بدخلق . بدخو. اشرس . شَرِس (یادداشت مؤلف ). ◄ بدسرشت . (ناظم الاطباء). سخت خلافکار. (از اقرب الموارد).