شرمگنی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرمگنی . [ ش َ گ ِ ] (حامص مرکب ) حیا. تنک رویی . شرمگینی . شرمندگی . شرمساری . باحیایی . حجب . (یادداشت مؤلف ) : از این بنده نوازی و از این عذرپذیری از این شرمگنی نیکخویی خوب خصالی . فرخی . شرمگنی نتیجه ٔ ایمان است و بینوایی نتیجه ٔ شرمگنی . (از قابوسنامه ).