شرمناک شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرمناک شدن . [ ش َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شرمنده شدن . خجل گشتن . (یادداشت مؤلف ) : از جمال تو وقت جان ستدن ملک الموت شرمناک شده . خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرمناک شدن . [ ش َ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) شرمنده شدن . خجل گشتن . (یادداشت مؤلف ) : از جمال تو وقت جان ستدن ملک الموت شرمناک شده . خاقانی .