شرفی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شرفی . [ ش َ رَ ] (اِخ ) ابواسحاق ابراهیم بن محمد شرفی . خطیب قرطبه منسوب به شرف که موضعی است به اشبیلیة. (از منتهی الارب ).
شرفی . [ ش َ رَ ] (ص نسبی ) منسوب است به شرف که جایی است در مصر. (از انساب سمعانی ). ◄ منسوب است به شرف که مکانی است در اندلس . (از انساب سمعانی ).
شرفی . [ ش َ رَ] (اِخ ) یاقوت بن عبداﷲ... موصلی . کاتب است و منسوب به شرف که موضعی است به اشبیلیة. (از منتهی الارب ).