فرهنگ لغت

شرشق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شرشق . [ ش ِ ش ِ ] (ع اِ) شقراق و آن مرغی است کوچک خجک دار. (منتهی الارب ). پرنده ٔ شقراق . (از اقرب الموارد). رجوع به شقراق شود.

معنی شرشق | فرهنگ لغت