شراس
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شراس . [ ش ِ ] (ع مص ) مشارسة و با کسی در معامله سختگیری کردن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).
شراس . [ ش ِ ] (ع اِ) سریشم کفش گران که به جواز اطباء اشراس است . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سریشم کفشگران . (ناظم الاطباء).
شراس . [ ش ُ / ش َرْ را ] (ع ص ) ارض شراس ؛ زمین درشت و سخت . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).