شراسیف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شراسیف . [ ش َ ] (ع اِ) ج ِ شرسوف . (منتهی الارب ). سرهای استخوانهای پهلو که سوی شکم باشند و استخوانهای نرم که در پهلو باشند. (غیاث اللغات ). سرهای پهلوها را گویند (و مراد از پهلو دنده است ) : آنچه اندر تن، باریک است نامشان شراسیف، ای سر پهلوان . (التفهیم ). بر معده و شراسیف چیزهای گرم برنهادن چون ارزن گرم کرده و نمک سوده ٔ گرم کرده . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و رجوع شود به شرسوف . ◄ بلا و اول سختی .(منتهی الارب ). ◄ (اِخ ) مجموع ستارگان که میان فرد و صوت غراب جای دارند. (یادداشت مؤلف ).