شراب ریختن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شراب ریختن . [ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) شراب دادن . می از جام به پیاله سرازیر کردن : دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز میی به ساغر من همچو آفتاب بریز. خاقانی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شراب ریختن . [ ش َ ت َ ] (مص مرکب ) شراب دادن . می از جام به پیاله سرازیر کردن : دهان شیشه گشا صبح شد شراب بریز میی به ساغر من همچو آفتاب بریز. خاقانی .