شحذان
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شحذان . [ ش َ ح َ ] (ع ص ) نیک راننده . (منتهی الارب ). شَحذان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به شَحذان شود. ◄ مرد گرسنه . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).رجوع به شحذان شود. ◄ سبک در کار خود. (منتهی الارب ). سبک در کوشش خود. (از اقرب الموارد).
شحذان . [ ش َ ] (ع ص ) مرد گرسنه . (منتهی الارب ). شَحَذان . (منتهی الارب ). ◄ نیک راننده . (از اقرب الموارد). و رجوع به شَحَذان شود.