فرهنگ لغت

شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۴۵

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

مردود بود کسی که مردود وی است مقتول بود کسی که مردود وی است بی‌جود وجود او وجودی نبود هر بود که هست بودی از بود وی است

معنی شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۴۵ | فرهنگ لغت