فرهنگ لغت

شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۴۴

/vâže/

گنجور؛ اشعار فارسی

یاری که دلش ز حال ما باخبر است او را با ما همیشه حالی دگر است ماتشنه لبیم بر لب بحر محیط وین طرفه لب بحر ز ما تشنه‌تر است

معنی شاه نعمت‌الله ولی | رباعیات | رباعی شماره ۴۴ | فرهنگ لغت