شامگاهی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شامگاهی . (ص نسبی ) منسوب به شامگاه . ♦ ابر شامگاهی ؛ ابر که بوقت مغرب برآید. ابر که بوقت فروشدن خورشید و آغازیدن شب بر آسمان پیدا آید و ببارد : همی نثار کند ابر شامگامی دُر همی عبیر کند باد بامدادی آس . منوچهری . ♦ نماز شامگاهی ؛ نماز هنگام شام . نماز که بوقت مغرب خوانند. نماز که پس از فروشدن آفتاب و آغاز شدن شب خوانند : نماز شامگاهی گشت صافی ز روی آسمان ابر معکن . منوچهری . و رجوع به نماز شام شود.